مادر . . .

 

تــو هـــواي پاك خونه

دستاي تو سايه بونه

توي قلب عاشق من

عشق تــو قـد جنونه

مادر اي معني ايثار

تـو گــل باغ خدايي

تــوي روزگار غــربت

با غــم دل آشنايي

مادر اون چشــاتــو قربــون

هر چي عشقه تو چشاته

مـــهر تـــو تمـــوم نميشه

آخـــه چشــمـــه حيــاته !

مي نويسم از سر خط

مــادر اي معني بــودن

مي نويسم تا هميشه

تويــي لايــق ستـــودن . . .

وقتی تو رسیدی . . .

وقتي دل شكسته بودم تو رسيدي

از زمـــونه خسته بـــودم تو رسيدي

گفتي تو قلب يه رنگت خونه دارم

هر نفس فقط تــو رو بهـــونه دارم

گفتي تـو دنيا فقط تـــو مهــربوني

تا ته جاده عشق باهام مي موني

ديگه تا يكي شدن چيزي نمونده

اون چشــاي ناز تو غم سوزونده

تو رسيدي شب سفر كرد

شب چشمات در بدر كرد

تو رسيدي چو گــــل صبح

عشق تو در قلب من اثر كرد . . .

بالهايت را کجا جا گذاشتي ؟

پرنده بر شانه هاي انسان نشست .

انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :

اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه من

آشيانه بسازي .

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب مي دانم اما

گاهي پرنده ها و آدمها را اشتباه مي گيرم .

انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممکن بود .

پرنده گفت : راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي ؟

انسان منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد .

پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است .

انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد .

چيزي که نمي دانست چيست . شايد يک آبي دور –

يک اوج دوست داشتني .

پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را نيز مي شناسم که

پر زدن از يادشان رفته است . درست است که پرواز براي يک

پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نکند فراموش مي شود .

پرنده اين را گفت و پر زد .

انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ ا

فتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش

آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد .

آنوقت خدا بر شانه هاي کوچک انسان دست گذاشت و گفت :

" يادت مي آيد ؟ تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟

زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي .

راستي عزيزم بالهايت را کجا جا گذاشتي ؟ "

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را

احساس کرد .

آنوقت رو به خدا کرد و گريست . . .

sms ( سری چهارم )

*اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچتو بگيره، مثل سوسك از سر و روت بالا بره،
مثل انگل تو وجودت خونه كنه و مثل sms پشت سر هم واست بياد ! 

*پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ،
چون خيلي وقته تو رو نديدم . . .

 

*گاهی وقتهاچقدر ساده عروسک می شویم .نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ؛ فقط احمقانه سکوت می کنیم....

*خصوصيت پسر ايراني :
1.چشمك جز تيك عصبیشه
2.هفته اي يك بار شكست عشقي مي خوره
3.دوست داره طرف مال خودش باشه ، خودش مال همه !!!

 

*بچه اصفهانیه می پرسن وقتی می ری سر یخچال چی می خوری؟

 می گه: کتک ! ! !

*سلام, خوبی؟ ببخشيد بی موقع مزاحم  شدم يه سوال فنی داشتم, به نظر شما کمک فنر ماشين بيگلی بيگلی چی بود که گوريل انگوری روش مينشست؟

*مشکلات به سبکی هوا ، عشق به عمق اقیانوس ، دوستی به محکمی الماس ، موفقیت به درخشانی طلا ... اینها آرزوهای من برای توست

*ما در هيج سرزميني زندگي نمي كنيم. منزل ما قلب كساني است كه دوستشان داريم

*اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان
ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت كند . . .

*از پاسخ من معلمان آشفتند
از حنجره شان هر چه در آمد گفتند
اما به خدا هنوز هم معتقدم
از جاذبه ي تو سیب
ها مي افتند

*ما كه همسايه اشکیم ولي با دل تنگ . گر لبي خنده زند ياد شما مي افتيم . . .

*الهی من خورشید بشم

تو ماه بشی ؛

که تا آخر عمر ریختتو نبینم!!!

*مارا دگر از كينه دشمن گله اي نيست

آن عهد كه بستيم رفيقان بشكستند

*به زنی که سن واقعی اش را می گوید نباید اعتماد کرد چون از چنین زنی گفتن هر چیزی بر میاد!

* تو را دوست دارم کمتر از خدا

بیشتر از خودم ؛

چون به خدا ایمان دارم به تو احتیاج . . .

*اى بی وفا ما را وفا كن

اگر تركت كنم

لعنت به ما كن

*به اندازه ی قلیون دوستت دارم

اگه گفتی چرا؟

ق ------> برای قشنگیت

ل ------> برای لبخندت

ی ------> برای یکی بودنت

و ------> برای وفایت

ن ------> برای نگاهت

*گل اگر خشک شود ساقه آن میماند

دوست اگر دور شود خاطره اش میماند

*میدونی پشه چندتا دندون داره ؟

۴۳تا

ا شک داری ؟ برو بشمار

*یک نصیحت مادرانه: روزها استراحت کن تا شبها راحت تر بخوابی !

*دلم برات تنگ شده بود حالا فهيدم چرا...

مال کش شلوارم بود!

*موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه

 

*زندگی دریاست و ما شیفته آنیم چه در موجهایش چه در گردابهایش

 

* وقتي تو پيروز ميشی من با غرور به همه ميگم :  اون دوست منه !

 اما وقتی ميبازی كنارت ميشينم و ميگم :  من دوست توام .

 

*وقتی «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنيا طعم صلح را می چشد .

 

*سلام یه کاری دارم که می خام واسم انجام بدی اینجا هوا ابریه امشب ماه معلوم نیست میشه امشب تو آسمون باشی آخه ماه تر از تو پیدا نکردم.

*ترکه ميگه عجيبه! ميگن چي؟  ميگه 100000 نفر ،22 بازيکن، 3 داور،

عجيبه! ميگن چيش عجيبه؟  ميگه کفتره همه رو ول کرد ريد به من!

 

very funny pic = Daddy

مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه میگذرانند ؟

برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زیر اعلام می شود :


امریکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافیک ، 2 ساعت تفریح ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلویزیون ، 2 ساعت کار با اینترنت
 

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خیابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن علیه تلویزیون ، 2 ساعت خندیدن
 

ایتالیا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خیابان گردی
 

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلویزِیونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی
 

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفریح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو
 

عربستان سعودی : 8 ساعت تفریح همراه با کار ، 6 ساعت تفریح همراه با خرید در خیابان ، 10 ساعت خواب
 

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشیدن قلیان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته
 

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فیلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خیابان
 

پاکستان : 4 ساعت کار غیر مجاز ، 8 ساعت خواب در حین کودتا ، 8 ساعت اعتراض علیه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پلیس
 

ایران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافیک ، 1 ساعت کار  ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فلسفه و سیاست

مونالیزا ۸۰۰ تکه ای

این تصویر سازی با تکنیک فتوموزائیک و با استفاده از تصاویر 800 اثر برجسته دنیای هنر توسط Robert Silvers خلق شده است.

مونالیزای 800 تکه!

سخاوت

پسر بچه اي وارد بستني فروشي شد و پشت ميزي نشست.
 
پيشخدمت يك ليوان آب برايش آورد.
 
پسر بچه پرسيد: " يك بستني ميوه اي چند است؟ " پيشخدمت پاسخ داد : " 50 سنت " .
 
پسر بچه دستش را در جيبش برد و شروع به شمردن كرد . بعد پرسيد :
 
 " يك بستني ساده چند است ؟ "
 
در همين حال ، تعدادي از مشتريان در انتظار ميز خالي بودند و
 
 پيشخدمت با عصبانيت پاسخ داد:
 
 35 سنت. پسر دوباره سكه هايش را شمرد و گفت : لطفأ يك بستني ساده
 
پيشخدمت بستني را آورد و به دنبال كار خود رفت.
 
پسرك نيز پس از خوردن بستني پول را به صندوق پرداخت و رفت
 
وقتي پيشخدمت بازگشت از آنچه ديد شوكه شد.
 
آنجا در كنار ظرف خالي بستني، 2 سكه 5 سنتي
 
و 5 سكه۱ سنتي گذاشته شده بود. براي انعام پيشخدمت ! ! !

تو مثل ...

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
 
 
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم
 
تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي
 
و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم
 
 
تو درياي تريني آبي و آرام و بي پايان
 
و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم
 
 
تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف
 
و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم
 
 
نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته
 
به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم
 
 
تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
 
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم
 
 
تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم
 
و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم
 
 
تو مثل مرهمي بر بال بي جان كبوتر
 
و من هم يك كبوتر تشنه باران درمانم
 
 
بمان امشب كنار لحظه هاي بي قرار من
 
ببين با تو چه رويايي ست رنگ شوق چشمانم
 
 
شبي يك شاخه نيلوفر به دست آبيت دادم
 
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
 
 
تو فكر خواب گلهايي كه يك شب باد ويران كرد
 
و من خواب ترا مي بينم و لبخند پنهانم
 
 
تو مثل لحظه اي هستي كه باران تازه مي گيرد
 
و من مرغي كه از عشقت فقط بي تاب و حيرانم
 
 
تو مي آيي و من گل مي دهم در سايه چشمت
 
و بعد از تو منم با غصه هاي قلب سوزانم
 
 
تو مثل چشمه اشكي كه از يك ابر مي بارد
 
و من تنها ترين نيلوفر رو به گلستانم
 
 
شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر كرده
 
و شايد يك مه كمرنگ از شعري كه مي خوانم
 
 
تمام آرزوهايم زماني سبز ميگردد
 
كه تو يك شب بگويي دوستم داري تو مي دانم
 
 
غروب آخر شعرم پر از آرامش درياست
 
و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
 
 
به جان هر چه عاشق توي اين دنياي پر غوغاست
 
قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم
 
 
بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد
 
دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم

مریم حیدرزاده